الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
47
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
كلام عرب غير از كلمهء « دئل » هيچ اسم ديگرى بر وزن فعل ، وجود ندارد و دئل بر وزن فعل ، در گروه عبد القيس و دوول در جمعيت حنيفة موجود مىباشد . مؤلف گويد : نسب مشهور ابو الاسود - كه بعضى از علما هم در اين مقام يادآورى كردهاند - همان دؤلى است و اينكه گفتهاند : دئل ، به ضم دال و كسر همزه ، اشتباه است ، زيرا وزن فعل ، به ضم فا و فتح عين ، متداول است و كلمه صرد بدين ضبط از جمله كلماتى است كه همگان از آن باخبرند ، بنابراين انكار سيبويه كه وزن مزبور منحصر به دئل است ، بىاساس خواهد بود . آرى فعل ، به ضم فا و كسر عين ، كمتر استعمال شده و بهجز از كلمهء دئل كلمهاى ديگر به اين ضبط خاطرنشان نشده است . ممكن است بگويند : كفعمى در نسب ابو الاسود كلمهء دئل را بر وزن فعل ، به ضم فا و كسر عين ، ضبط كرده است و اين ضبط از ناحيهء وى اشتباه است ، و بر سيبويه ايرادى ديگر وارد است و آن اين است كه دؤل را از همين باب ضبط كردهاند و علاوه بر آن مثالهاى ديگرى را كه خواهيم آورد براى اين ضبط آوردهاند ، بنابراين حصرى كه از سوى سيبويه شده است علت درستى نخواهد داشت . در برابر آنچه گفته شد مىتوان چنين اعتراض كرد كه امثلهء باقيه ممكن است از باب خلاف قاعده و نقل بودن و امثال اينها باشد ، در پاسخ خواهيم گفت : هرگاه مثالهاى ديگر را از باب خلاف قاعده و نقل بودن بدانيم كلمهء دؤل نيز از همين باب خواهد بود . چگونه چنين نباشد و حالآنكه بعضى از ادبا كلمهء مزبور را بهطورىكه خواهد آمد بر سه وجه توجيه كردهاند . آرى ، ابن حاجب در كتاب شافيه و شارحان ديگر ، از آن ياد نكردهاند و بهطورىكه خواهد آمد از كلمه رئم و وعل ياد نمودهاند . جاربردى « 1 » در شرح شافيه گويد : در ضبط نخستين كه فعل ، به ضم فا و كسر عين
--> ( 1 ) - جاربردى شيخ فخر الدّين احمد بن حسن معروف به جاربردى از ادباى قرن هشتم هجرى بوده است . سيوطى در بغية الوعاة مىنويسد : وى در تبريز مىزيست و اديبى فاضل و متدين و نيكوكار و باوقار بوده است و همواره به فراگيرى دانش و تدريس مىپرداخت و از شاگردان قاضى ناصر الدّين بيضاوى بوده و شرح منهاج قاضى و شرح حاوى در فقه و شرح شافيه ابن حاجب و شرح كشاف زمخشرى از آثار او بوده است . در ماه رمضان سال 746 هجرى در تبريز درگذشته است - م .